چیزی که برای شخص یا گروهی معلوم نیست یا شناسایی نشده است.
مثالهای طبیعی
The cause of the outage remains unknown.
علت قطعی سرویس همچنان نامعلوم است.
An unknown number appeared on my phone.
شمارهای ناشناس روی گوشیام ظاهر شد.
Several details are still unknown to the doctors.
چند جزئیات هنوز برای پزشکان ناشناختهاند.
نکتهٔ کاربردی
Unknown to someone نشان میدهد چه کسی از موضوع خبر ندارد. Unknown لزوماً به معنی دانستنینبودن نیست.
