گشودن بست یا آزاد کردن ضامن.
مثالهای طبیعی
She unlatched the garden gate.
او چفت دروازهٔ باغ را باز کرد.
Can you unlatch the door from outside?
میتوانی چفت در را از بیرون باز کنی؟
He quickly unlatched the suitcase.
او بهسرعت قفل چفتی چمدان را باز کرد.
نکتهٔ کاربردی
unlatch معمولاً در، دروازه یا ظرفِ بازشده را مستقیماً مفعول میگیرد.
