بدون آنکه از پیش انتظارش وجود داشته باشد، اتفاقافتاده یا از راه رسیده.
مثالهای طبیعی
An unlooked-for donation kept the shelter open.
کمک مالیِ غیرمنتظرهای باعث شد سرپناه همچنان باز بماند.
Her letter brought unlooked-for comfort during the winter.
نامهٔ او در طول زمستان آرامشی غیرمنتظره به همراه آورد.
The researchers encountered unlooked-for complications after the trial.
پژوهشگران پس از آزمایش با مشکلات پیشبینینشدهای روبهرو شدند.
نکتهٔ کاربردی
رسمی و تا حدی ادبی است و معمولاً پیش از اسم قرار میگیرد، نه پس از فعل ربطی.
