معنی ۱formal · 89%
برخلاف قواعد پذیرفتهشدهٔ گفتار یا رفتار در پارلمان.
مثالهای طبیعی
The speaker warned the member about unparliamentary language.
رئیس جلسه به نماینده دربارهٔ بهکاربردن الفاظ خلاف آیین پارلمانی هشدار داد.
Her accusation was ruled unparliamentary by the chair.
رئیس جلسه اتهام او را خلاف مقررات پارلمانی تشخیص داد.
An unparliamentary remark was withdrawn from the debate.
سخنی خلاف آیین پارلمانی از متن مناظره پس گرفته شد.
نکتهٔ کاربردی
هر سخن بیادبانهای لزوماً خلاف آیین پارلمانی نیست.
