معنی ۱formal · 90%
بیوقفه ادامهیابنده، بدون کاهش شدت.
مثالهای طبیعی
The patients received unremitting care through the night.
بیماران تمام شب مراقبت مداوم دریافت کردند.
Unremitting rain left the roads flooded by morning.
باران بیوقفه باعث شد جادهها تا صبح زیر آب بروند.
Opposition to the reform remained unremitting for years.
مخالفت با اصلاحات سالها بیوقفه ادامه یافت.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً برای تلاش، توجه، فشار، درد یا مخالفت به کار میرود.
