معنی ۱formal · 90%
نامناسب یا زننده از نظر آداب و انتظارات اجتماعی.
مثالهای طبیعی
Their unseemly argument interrupted the memorial service.
مشاجرهٔ ناشایست آنها مراسم یادبود را مختل کرد.
The rush to claim credit seemed unseemly.
شتاب برای تصاحب اعتبار کار، ناشایست به نظر میرسید.
Several guests objected to an unseemly joke.
چند مهمان به شوخی نابجایی اعتراض کردند.
نکتهٔ کاربردی
واژهای رسمی برای رفتار، شتاب، اختلاف یا اظهارنظر نامناسب است.
