معنی ۱neutral · 86%
چنان محکم و استوار باشد که تردید، انتقاد یا دشواری آن را ضعیف نکند.
مثالهای طبیعی
She expressed unshakable confidence in the volunteers.
او از اعتماد تزلزلناپذیر خود به داوطلبان سخن گفت.
His loyalty remained unshakable through years of separation.
وفاداریاش در تمام سالهای دوری همچنان استوار ماند.
The witness spoke with unshakable certainty.
شاهد با اطمینانی تزلزلناپذیر صحبت کرد.
نکتهٔ کاربردی
unshakable از confident یا determined قویتر است و بر مقاومت در برابر چالشها تأکید میکند.
