معنی ۱neutral · 86%
تیغهٔ سلاحی را از غلاف محافظ آن بیرون کشیدن.
مثالهای طبیعی
The guard unsheathed his sword at the gate.
نگهبان جلوی دروازه شمشیرش را از غلاف بیرون کشید.
Actors must unsheathe the prop blades carefully.
بازیگران باید تیغههای نمایشی را بااحتیاط از غلاف بیرون بیاورند.
The knight was unsheathing a dagger when the alarm sounded.
هنگامی که زنگ خطر به صدا درآمد، شوالیه داشت خنجری را از غلاف بیرون میکشید.
نکتهٔ کاربردی
unsheathe بیرونآوردن تیغه را بیان میکند؛ sheath بهعنوان اسم یعنی غلاف و بهعنوان فعل یعنی در غلاف گذاشتن.
