معنی ۱neutral · 88%
کمک به کسی برای کنار گذاشتن فکر یا عادتی که قبلاً آموخته است.
مثالهای طبیعی
The course aims to unteach common myths about health.
هدف دوره این است که باورهای نادرست رایج دربارهٔ سلامت را از ذهن افراد پاک کند.
It took months to unteach him that harmful habit.
ماهها طول کشید تا آن عادت زیانآور را از سرش بیندازند.
Teachers struggle to unteach misinformation once it takes hold.
وقتی اطلاعات نادرست جا میافتد، معلمان برای اصلاح آن بهزحمت میافتند.
نکتهٔ کاربردی
برای کنارزدن یادگیری اشتباه یا عادت اکتسابی است.
