چیزی که هنوز به کار نرفته یا اکنون از آن استفاده نمیشود.
مثالهای طبیعی
Several unused notebooks are still in the cupboard.
چند دفتر استفادهنشده هنوز در کمد ماندهاند.
The jacket is unused and still has its labels.
این کاپشن استفاده نشده و هنوز برچسبهایش را دارد.
An unused room could become a study.
میتوان یک اتاق بلااستفاده را به اتاق مطالعه تبدیل کرد.
نکتهٔ کاربردی
Unused یعنی هنوز از چیزی استفاده نشده یا اکنون به کار نمیرود؛ second-hand یعنی دستدوم و لزوماً مترادف آن نیست.
