معنی ۱neutral · 90%
چیزی که برنامهریزی شده یا انتظار میرود در آیندهٔ نزدیک رخ دهد
مثالهای طبیعی
Details of the upcoming conference were released today.
جزئیات کنفرانس پیشِ رو امروز منتشر شد.
The actor discussed her upcoming film in the interview.
این بازیگر در مصاحبه دربارهٔ فیلم پیشِ روی خود صحبت کرد.
Several deadlines are upcoming this month.
این ماه چند مهلت نزدیک در پیش است.
نکتهٔ کاربردی
`upcoming` معمولاً رویدادها، انتشارها، جلسهها یا دورههای برنامهریزیشده در آیندهٔ نزدیک را توصیف میکند.
