معنی ۱neutral · 90%
بهبودی که یک سامانه، محصول یا خدمت را بهتر یا توانمندتر میکند
مثالهای طبیعی
The latest upgrade significantly improved system security.
آخرین ارتقا امنیت سامانه را بهطور چشمگیری بهبود داد.
We received a free upgrade to business class.
ما بهصورت رایگان به کلاس تجاری ارتقا گرفتیم.
The network needs a major upgrade before expansion.
شبکه پیش از گسترش به یک ارتقای عمده نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
`upgrade` میتواند به نرمافزار، تجهیزات، زیرساخت، محل اقامت یا سطح خدمات اشاره کند.
