معنی ۱neutral · 85%
در امتداد سربالایی و به سوی جای بلندتر
مثالهای طبیعی
We walked uphill until we reached the village.
آنقدر سربالایی رفتیم تا به روستا رسیدیم.
It takes more effort to cycle uphill.
رکاب زدن در سربالایی تلاش بیشتری میخواهد.
The old bus struggled uphill in second gear.
اتوبوس قدیمی با دندهٔ دو بهزحمت سربالایی را بالا رفت.
نکتهٔ کاربردی
در جملهٔ walk uphill واژهٔ uphill قید است، اما در an uphill road صفت است.
ترکیبهای رایج
— پیاده در سربالایی حرکت کردن
