کسی را شادتر، امیدوارتر یا دلگرمتر کردن.
مثالهای طبیعی
The choir uplifted everyone with its joyful songs.
گروه کر با آهنگهای شادش به همه روحیه داد.
A thoughtful message can uplift a worried friend.
پیامی پرملاحظه میتواند دوستی نگران را دلگرم کند.
Her speech will uplift those facing hardship.
سخنرانی او به کسانی که سختی میکشند امید خواهد داد.
نکتهٔ کاربردی
uplift معمولاً بهبود احساسات است؛ برای بلند کردن فیزیکی جعبه معمولاً lift به کار میرود.
