گیاهی را همراه ریشههایش کاملاً از زمین بیرون کشیدن.
مثالهای طبیعی
She uprooted the weeds before planting vegetables.
او پیش از کاشت سبزیجات علفهای هرز را از ریشه کند.
The wind uprooted several old trees overnight.
باد طی شب چند درخت قدیمی را ریشهکن کرد.
Workers are uprooting invasive plants along the river.
کارگران در حال کندن گیاهان مهاجم از کنار رودخانهاند.
نکتهٔ کاربردی
uproot گیاه و ریشهها را برمیدارد؛ prune فقط بعضی شاخهها را هرس میکند و گیاه باقی میماند.
