معنی ۱neutral · 90%
به طبقهٔ بالاتر یا در طبقهٔ بالاترِ یک ساختمان
مثالهای طبیعی
She went upstairs to get her phone.
او برای آوردن تلفنش به طبقهٔ بالا رفت.
Your room is upstairs.
اتاق شما طبقهٔ بالاست.
I heard the children playing upstairs.
صدای بچهها را شنیدم که در طبقهٔ بالا بازی میکردند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی upstairs معنی حرکت به طبقهٔ بالاتر میدهد، قبل از آن to بهکار نمیرود.
