معنی ۱neutral · 95%
قرارگرفته در طبقهای بالاتر از یک ساختمان
مثالهای طبیعی
We slept in an upstairs bedroom.
ما در یک اتاقخواب در طبقهٔ بالا خوابیدیم.
The upstairs bathroom is smaller.
حمام طبقهٔ بالا کوچکتر است.
An upstairs window was open all night.
یک پنجره در طبقهٔ بالا تمام شب باز بود.
نکتهٔ کاربردی
upstairs در نقش صفت پیش از اسم میآید؛ پس از فعل، upstairs اغلب قید است.

