بهسمت سرچشمهٔ رود، برخلاف جهت معمول جریان آب.
مثالهای طبیعی
The canoeists paddled upstream before sunrise.
قایقرانها پیش از طلوع آفتاب برخلاف جریان رود پارو زدند.
Salmon swim upstream each spring to spawn.
ماهیهای سالمون هر بهار برای تخمریزی خلاف جریان رود شنا میکنند.
The village lies upstream from the dam.
روستا بالادست سد قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
upstream حرکت بهسمت سرچشمه و مخالف جریان را میرساند؛ downstream جهت مخالف است و میتواند پس از travel یا swim بیاید.
