معنی ۱neutral · 86%
چیزی را رو به بالا یا وارونه برگرداندن، بهطوری که موقعیت قبلی آن تغییر کند.
مثالهای طبیعی
Use a fork to upturn the soil gently.
با چنگک خاک را بهآرامی زیرورو کنید.
Strong winds upturned the empty canoe.
بادهای شدید قایق کانوی خالی را واژگون کردند.
Workers were upturning stones along the old pathway.
کارگران داشتند سنگهای کنار مسیر قدیمی را زیرورو میکردند.
نکتهٔ کاربردی
اسم an upturn به معنای بهبود یا رشد یک روند است و با این معنای فعلی تفاوت دارد.
