به بالا؛ رو به افزایش.
مثالهای طبیعی
The balloon rose upwards into the sky.
بادکنک به سمت آسمان بالا رفت.
Move the lever upwards to open the gate.
برای باز کردن دروازه، اهرم را رو به بالا حرکت بده.
The price has been moving upwards for months.
قیمت چند ماه است که روند افزایشی دارد.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «move upwards»، «upwards» در معنای «به بالا» بهکار رفته است. این واژه قید است و فعل، صفت یا کل جمله را توصیف میکند.
