ادبِ سنجیده، اعتمادبهنفس و راحتی در معاشرت با دیگران.
مثالهای طبیعی
The ambassador answered the accusation with remarkable urbanity.
سفیر با نزاکتی تحسینبرانگیز به آن اتهام پاسخ داد.
Despite his doubts, his urbanity never faltered.
با وجودِ تردیدهایش، متانت و ادبِ او هرگز خدشهدار نشد.
Her warmth and urbanity put nervous speakers at ease.
گرمیِ برخورد و آدابدانیِ او باعث شد سخنرانانِ مضطرب احساسِ راحتی کنند.
نکتهٔ کاربردی
Urbanity منش و شیوهٔ مؤدبانهٔ معاشرت را توصیف میکند؛ صرفاً به معنای ویژگیِ شهری نیست.
