منطقهای روستایی یا زمینی را با ساختمانها و زیرساخت شهری توسعه دادن.
مثالهای طبیعی
The council plans to urbanize land near the station.
شورا قصد دارد زمینهای نزدیک ایستگاه را شهریسازی کند.
The once-rural district was rapidly urbanized.
منطقهای که زمانی روستایی بود بهسرعت شهرنشین شد.
Developers have urbanized much of the coastal plain.
توسعهدهندگان بخش بزرگی از دشت ساحلی را شهری کردهاند.
نکتهٔ کاربردی
urbanize مفعول مستقیم میگیرد: urbanize a district؛ urbanization نام فرایند شهرنشینی است.
