کمککننده برای انجام کاری یا باعث آسانتر شدن یک کار.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
مفید
Deutsch
nützlich
Հայերեն
օգտակար
ogtakar
مثالهای طبیعی
This book is useful for beginners.
این کتاب برای مبتدیان مفید است.
A useful tool saves time.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ˈjuːsfəl/آمریکایی: /ˈjuːsfəl/
تکیه روی هجای اول قرار دارد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
مفید
Deutsch
nützlich
Հայերեն
օգտակար
ogtakar
This book is useful for beginners.
این کتاب برای مبتدیان مفید است.
A useful tool saves time.
یک ابزار مفید در زمان صرفهجویی میکند.
These tips are useful at work.
این نکتهها در محل کار مفید هستند.
Useful برای توصیف چیزها، ایدهها یا اطلاعاتی استفاده میشود که کمککننده هستند یا ارزش عملی دارند.
This advice is usefully.
This advice is useful.
بعد از be از صفت useful استفاده کنید، نه قید usefully.
از useful زمانی استفاده کنید که چیزی به شما کمک میکند یا انجام کاری را آسانتر میکند. این واژه اغلب برای ابزارها، اطلاعات و توصیهها استفاده میشود.
در جمله 'This tool is useful'، useful چه معنایی دارد؟