معنی ۱neutral · 86%
اندامی در پستانداران ماده که جنین در دوران بارداری در آن رشد میکند.
مثالهای طبیعی
During pregnancy, the uterus gradually expands.
در دوران بارداری، رحم بهتدریج بزرگ میشود.
The technician examined her uterus with ultrasound.
کارشناس با سونوگرافی رحم او را معاینه کرد.
A diagram shows the uterus between nearby organs.
یک نمودار جای رحم را در میان اندامهای اطراف نشان میدهد.
نکتهٔ کاربردی
معادل روزمرهٔ uterus واژهٔ womb است. uteri بیشتر در متون پزشکی به کار میرود و uteruses نیز درست است.
