معنی ۱neutral · 89%
یک خدمت عمومی مانند برق، گاز یا آب، یا شرکتی که آن را ارائه میدهد
مثالهای طبیعی
The utility increased electricity prices this winter.
شرکت خدمات عمومی این زمستان قیمت برق را افزایش داد.
Public utilities require regular investment and maintenance.
خدمات عمومی به سرمایهگذاری و نگهداری منظم نیاز دارند.
Contact your utility if the bill seems incorrect.
اگر قبض نادرست به نظر میرسد، با شرکت خدمات عمومی خود تماس بگیرید.
نکتهٔ کاربردی
`utilities` اغلب بهصورت جمع برای مجموعهٔ خدمات خانگی مانند برق، آب و گاز به کار میرود.
