تا بیشترین اندازهٔ ممکن از بزرگی یا اهمیت.
مثالهای طبیعی
Staff must handle complaints with the utmost care.
کارکنان باید با نهایت دقت به شکایتها رسیدگی کنند.
We have the utmost respect for your decision.
برای تصمیم شما بیشترین احترام را قائلیم.
Safety is of the utmost importance here.
ایمنی در اینجا از بالاترین اهمیت برخوردار است.
نکتهٔ کاربردی
utmost معمولاً پیش از اسم انتزاعی میآید و نهایت درجه را میرساند؛ uppermost بالاترین جایگاه یا دغدغهٔ اصلی ذهنی است.
