به انسان یا حیوان واکسن زدن تا در برابر بیماری محافظت شود.
مثالهای طبیعی
Nurses vaccinated children at the school clinic.
پرستاران در درمانگاه مدرسه به کودکان واکسن زدند.
Most pupils were vaccinated against measles.
بیشتر دانشآموزان علیه سرخک واکسینه شده بودند.
The shelter will vaccinate every new dog.
این پناهگاه به همهٔ سگهای تازهوارد واکسن میزند.
نکتهٔ کاربردی
vaccinate someone against a disease یا be vaccinated against آن درست است؛ واکسن لزوماً تزریقی نیست.
