دگرگونی یا چرخشِ پیشبینیناپذیری که بر روندِ یک وضعیت اثر میگذارد.
مثالهای طبیعی
The route changed with the vagaries of mountain weather.
مسیرِ حرکت همراه با دگرگونیهای پیشبینیناپذیرِ آبوهوای کوهستان تغییر میکرد.
A sudden vagary of public opinion overturned the forecast.
چرخشی ناگهانی در افکارِ عمومی پیشبینی را نقش بر آب کرد.
Despite market vagaries, the cooperative kept its prices stable.
با وجودِ نوسانهای پیشبینیناپذیرِ بازار، تعاونی قیمتهایش را ثابت نگه داشت.
نکتهٔ کاربردی
غالباً بهشکلِ جمع میآید و بر نوسانهای پیشبینیناپذیر تأکید دارد، نه تصمیمهای دلبخواهیِ عمدی.
