معنی ۱neutral · 95%
ناحیهای کمارتفاع میان تپهها یا کوهها که اغلب رودخانهای از آن میگذرد
مثالهای طبیعی
A small village lies in the valley.
یک روستای کوچک در دره قرار دارد.
We walked through a beautiful green valley.
ما از میان یک درهٔ سبز و زیبا پیادهروی کردیم.
The region has several deep valleys.
این منطقه چند درهٔ عمیق دارد.
نکتهٔ کاربردی
شکل جمع valley واژهٔ valleys است، نه vallies.
ترکیبهای رایج
— درهای که رودخانهای از آن عبور میکند

