وسیلهای که جریان مایع یا گاز را باز، بسته یا تنظیم میکند.
مثالهای طبیعی
Turn the valve clockwise to stop the water.
برای قطع آب، شیر را در جهت عقربههای ساعت بچرخان.
The mechanic replaced a damaged fuel valve.
مکانیک شیر سوخت آسیبدیده را عوض کرد.
A safety valve releases extra pressure automatically.
شیر اطمینان بهطور خودکار فشار اضافی را آزاد میکند.
نکتهٔ کاربردی
valve گذر مایع یا گاز را کنترل میکند؛ tap معمولاً وسیلهای برای باز کردن آب است. شیر در موتور هم وجود دارد.
