آسیب رساندن یا بدشکل کردن عمدی اموال دیگران.
مثالهای طبیعی
The town has reported a rise in vandalism.
شهر افزایش موارد خرابکاری را گزارش کرده است.
Police investigated vandalism at the public library.
پلیس خرابکاری در کتابخانهٔ عمومی را بررسی کرد.
New cameras may discourage vandalism in the park.
دوربینهای تازه شاید جلوی خرابکاری در پارک را بگیرند.
نکتهٔ کاربردی
vandalism اسم غیرقابلشمارش است؛ برای یک مورد بگویید an act of vandalism؛ vandal شخص انجامدهنده است.
