معنی ۱neutral · 80%
مانند ابر سبکی از گاز، مه یا بخار باشد یا آن را در خود داشته باشد.
مثالهای طبیعی
A vaporous haze hung over the harbor at dawn.
سپیدهدم، مهی بخارآلود بر فراز بندر نشسته بود.
The distant hills looked strangely vaporous after rainfall.
تپههای دوردست پس از باران بهشکلی عجیب مهآلود به نظر میرسیدند.
Vaporous wisps drifted above the warm pool.
رشتههای باریک بخار بر فراز استخر گرم شناور بودند.
نکتهٔ کاربردی
vaporous نسبتاً ادبی است؛ در توصیفهای روزمره misty، hazy یا steamy معمولترند.
