معنی ۱neutral · 90%
عامل، کمیت یا شرایطی که میتواند تغییر کند و بر یک وضعیت یا نتیجه اثر بگذارد
مثالهای طبیعی
Age was treated as an independent variable.
سن بهعنوان یک متغیر مستقل در نظر گرفته شد.
Researchers controlled several variables during the experiment.
پژوهشگران در طول آزمایش چند متغیر را کنترل کردند.
Income is one variable affecting consumer behavior.
درآمد یکی از متغیرهایی است که بر رفتار مصرفکننده اثر میگذارد.
نکتهٔ کاربردی
`variable` بهویژه هنگام بحث دربارهٔ عواملی رایج است که میتوانند مقادیر متفاوت داشته باشند یا بر نتایج اثر بگذارند.
