تفاوت داشتن؛ تغییر کردن.
مثالهای طبیعی
Prices vary depending on the season.
قیمتها بسته به فصل تغییر میکنند.
The quality can vary from one shop to another.
کیفیت ممکن است از مغازهای به مغازهٔ دیگر متفاوت باشد.
Try to vary your daily exercises.
سعی کن تمرینهای روزانهات را متنوع کنی.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «vary greatly»، «vary» در معنای «تفاوت داشتن» بهکار رفته است. این فعل را متناسب با زمان و فاعل صرف کنید.
