معنی ۱neutral · 87%
بسیار بزرگ از نظر اندازه، مقدار، گستره یا شدت
مثالهای طبیعی
A vast ocean stretched beyond the horizon.
اقیانوسی پهناور تا آن سوی افق گسترده بود.
The company maintains a vast database of customers.
شرکت پایگاه دادهٔ عظیمی از مشتریان نگهداری میکند.
There is a vast difference between these estimates.
میان این برآوردها تفاوت بسیار زیادی وجود دارد.
نکتهٔ کاربردی
the vast majority یعنی اکثریت بسیار بزرگ، نه همه. vast برای تعداد، فضا و تفاوتها کاربرد دارد.
