معنی ۱neutral · 86%
با احساسات شدید، قاطعیت یا نیروی فراوان.
مثالهای طبیعی
The witness vehemently denied the accusation.
شاهد اتهام را قاطعانه تکذیب کرد.
Residents opposed the plan vehemently at the hearing.
ساکنان در جلسهٔ استماع بهشدت با طرح مخالفت کردند.
Her colleagues vehemently disagreed with the proposal.
همکارانش با این پیشنهاد شدیداً مخالف بودند.
نکتهٔ کاربردی
vehemently شدت احساس یا لحن را توصیف میکند و لزوماً نشاندهندهٔ پرخاشگری فیزیکی نیست.
