معنی ۱neutral · 86%
دارای خطوطی شبیه رگ یا ساختارهای واقعی رگمانند باشد.
مثالهای طبیعی
The counter was made from richly veined marble.
سطح پیشخوان از سنگ مرمری با رگههای فراوان ساخته شده بود.
She drew a finely veined leaf beside the flower.
او کنار گل، برگی با رگبرگهای ظریف کشید.
Its transparent, veined wings caught the morning light.
بالهای شفاف و رگدار آن در نور صبح میدرخشیدند.
نکتهٔ کاربردی
veined از خطوط قابلمشاهده سخن میگوید؛ مگر آنکه بافت ایجاب کند، معنایش وجود رگهای خونی انسان نیست.
