معنی ۱neutral · 89%
دارای رگهای برجسته یا رگههای شبیه رگ.
مثالهای طبیعی
After the workout, his forearms looked veiny.
بعد از تمرین، ساعدهایش پررگ به نظر میرسیدند.
They chose a veiny marble slab for the counter.
برای پیشخوان، صفحهای مرمری با رگههای آشکار انتخاب کردند.
The veiny leaf showed branching lines beneath its surface.
برگ رگدار، خطهای منشعب زیر سطحش را نشان میداد.
نکتهٔ کاربردی
دربارهٔ رگهای بدن یا رگههای سنگ و برگ میآید.
