وصفِ خطا یا رفتارِ نادرستی که کماهمیت و بهراحتی بخشودنی باشد.
مثالهای طبیعی
She admitted a venial error in the published figures.
او به خطایی جزئی و قابلاغماض در ارقامِ منتشرشده اعتراف کرد.
To the judge, the omission seemed venial rather than deliberate.
از نظرِ قاضی، آن از قلم افتادن بیشتر خطایی قابلاغماض بود تا اقدامی عمدی.
Not every breach of etiquette is venial.
هر تخطی از آدابِ معاشرت، قابلاغماض نیست.
نکتهٔ کاربردی
این صفت به کماهمیتبودنِ عملِ نادرست اشاره دارد. Venal معنای متفاوتی دارد و دربارهٔ فساد یا رشوهپذیری است.
