معنی ۱neutral · 90%
کسبوکار، پروژه یا فعالیتی که با ریسک و امکان سود همراه است
مثالهای طبیعی
The new venture attracted several private investors.
این فعالیت تجاری جدید چند سرمایهگذار خصوصی را جذب کرد.
Both companies formed a joint venture overseas.
هر دو شرکت در خارج از کشور یک سرمایهگذاری مشترک تشکیل دادند.
Her first venture failed within eighteen months.
نخستین کسبوکار او ظرف هجده ماه شکست خورد.
نکتهٔ کاربردی
`venture` اغلب عدم قطعیت و ریسک مالی یا عملی را القا میکند.
