لایهای سبزآبی که روی مسِ در معرض محیط و بعضی آلیاژهای مس تشکیل میشود.
مثالهای طبیعی
Verdigris covered the old copper roof after decades of rain.
پس از دههها بارندگی، زنگارِ سبز روی سقف مسیِ قدیمی را پوشاند.
Restorers left the verdigris on the bronze statue untouched.
مرمتگران زنگار روی مجسمهٔ برنزی را دستنخورده باقی گذاشتند.
Small patches of verdigris appeared around the brass handle.
لکههای کوچکی از زنگار مس دور دستگیرهٔ برنجی پدیدار شد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه غیرقابلشمارش است و هر رسوب رنگیای verdigris نیست؛ rust معمولاً برای نوع دیگری از خوردگی، بهویژه روی آهن، به کار میرود.
