مرحله یا نقطهای درست پیش از وقوع یک رویداد یا تغییر.
مثالهای طبیعی
She was on the verge of quitting.
او در آستانهٔ استعفا دادن بود.
The company stood on the verge of collapse.
شرکت در آستانهٔ فروپاشی قرار داشت.
He looked on the verge of tears.
به نظر میرسید هر لحظه ممکن است گریه کند.
نکتهٔ کاربردی
در عبارت on the verge of پس از of اسم یا شکل -ing فعل میآید.
