رنگ سرخِ روشن با تهرنگ نارنجی.
مثالهای طبیعی
She chose a scarf in bright vermilion.
او شالی به رنگ شنگرفی درخشان انتخاب کرد.
A streak of vermilion lit the painted sunset.
ردی شنگرفی غروب نقاشیشده را روشن کرده بود.
Vermilion looks warmer than a cool crimson.
شنگرفی از قرمز لاکیِ سرد، گرمتر به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً اسم غیرشمارشپذیرِ رنگ است.
