کسی که میتواند چند نوع کار یا فعالیت متفاوت را خوب انجام دهد.
مثالهای طبیعی
Mina is a versatile designer who also writes code.
مینا طراحی چندمهارته است که برنامهنویسی هم میکند.
The actor proved versatile across comedy and drama.
بازیگر نشان داد در کمدی و درام توانمند است.
We need someone versatile enough to handle both roles.
به کسی نیاز داریم که آنقدر همهفنحریف باشد که از عهدهٔ هر دو نقش برآید.
نکتهٔ کاربردی
versatile دامنهٔ توانایی و سازگاری را تحسین میکند، نه لزوماً استادی در همهٔ کارها. الگوی رایج versatile enough to do something است.
