معنی ۱neutral · 88%
مربوط به سامانهٔ گوش داخلی باشد که به حفظ تعادل و تشخیص موقعیت بدن در فضا کمک میکند.
مثالهای طبیعی
The doctor suspected a vestibular disorder.
پزشک به وجود اختلالی در دستگاه تعادلِ گوش داخلی مشکوک شد.
Vestibular exercises helped improve her balance.
تمرینهای توانبخشی دهلیزی به بهبود تعادل او کمک کردند.
Our vestibular system detects movement of the head.
سامانهٔ دهلیزی ما حرکت سر را تشخیص میدهد.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف auditory که به شنوایی مربوط است، vestibular عمدتاً به تعادل و حس حرکت اشاره میکند.
