معنی ۱neutral · 89%
اثر یا نشانهای کوچک که باقی مانده و نشان میدهد چیزی در گذشته وجود داشته است.
مثالهای طبیعی
Only a vestige of the fortress remained.
از دژ فقط ردّ اندکی باقی مانده بود.
The new rules removed every vestige of favouritism.
مقررات جدید کوچکترین نشانهٔ جانبداری را از میان برد.
Researchers found vestiges of the ancient woodland.
پژوهشگران نشانههایی از جنگل باستانی یافتند.
نکتهٔ کاربردی
vestige اغلب با of و بهویژه در no vestige of به کار میرود؛ جمع vestiges به چند نشانهٔ پراکنده و باقیمانده اشاره دارد.
