معنی ۱neutral · 89%
فردی با سالها تجربه در یک فعالیت، حرفه یا حوزهٔ مشخص
مثالهای طبیعی
The company hired a veteran of the technology sector.
شرکت یک فرد کهنهکار در حوزهٔ فناوری را استخدام کرد.
An industry veteran led the difficult negotiations.
یک کهنهکار صنعت مذاکرات دشوار را هدایت کرد.
Several veterans helped the younger players adapt quickly.
چند بازیکن باتجربه به بازیکنان جوانتر کمک کردند سریع سازگار شوند.
نکتهٔ کاربردی
`veteran` میتواند بهطور کلی به سابقهٔ طولانی اشاره کند و همیشه به معنی سابقهٔ نظامی نیست.
