معنی ۱formal · 90%
باعث رنجشِ مکرر یا دردسر و دشواریِ بیهوده میشود.
مثالهای طبیعی
Residents described the new rules as vexatious.
ساکنان مقررات جدید را آزاردهنده توصیف کردند.
The court rejected a series of vexatious complaints.
دادگاه مجموعهای از شکایتهای آزارگرانه و بیاساس را رد کرد.
One vexatious delay followed another on the journey.
در طول سفر، هر تأخیر دردسرساز با تأخیر دیگری همراه میشد.
نکتهٔ کاربردی
رسمی و با بار منفی است؛ در حقوق، vexatious اغلب از آزاررسانی از طریق طرح دعاوی بیاساس حکایت دارد.
