معنی ۱neutral · 88%
ظرفی کوچک، معمولاً شیشهای، برای نگهداری مایع یا نمونه.
مثالهای طبیعی
The nurse labelled a vial of blood.
پرستار روی ویالِ حاوی نمونهٔ خون برچسب زد.
Each box contains ten sealed vials.
هر جعبه حاوی ده ویالِ دربسته است.
Please place the empty vial on the tray.
لطفاً ویال خالی را روی سینی بگذارید.
نکتهٔ کاربردی
vial نام ظرف است، نه مادهٔ داخل آن؛ vial of serum یعنی ویالی که سرم را در خود نگه میدارد.
ترکیبهای رایج
— ظرف کوچکی حاوی نمونهٔ خون
