معنی ۱neutral · 88%
عادت یا رفتاری زیانبار، غیراخلاقی یا از نظر اجتماعی ناپسند
مثالهای طبیعی
Gambling became his most destructive vice.
قمار به مخربترین عادت ناپسند او تبدیل شد.
The novel examines vice and corruption among powerful elites.
رمان رذیلت و فساد میان نخبگان قدرتمند را بررسی میکند.
Everyone has virtues, but everyone also has vices.
همه فضیلتهایی دارند، اما همه عادتهای ناپسندی هم دارند.
نکتهٔ کاربردی
`vice` معمولاً یک عادت تکرارشوندهٔ زیانبار یا ضعف اخلاقی است، نه یک اشتباه تصادفیِ واحد.
